![]() |
![]() |
|
| درباره ی موضوعات عاشقانه |
|
عشق امدو شد چو خونم اندر رگ و پوست
تا کرد مرا تهی و پرکرد زدوست
اجزای وجودم همگی دوست گرفت
نامیست زمن بر من و باقی همه اوست
…………………………………………………………..
ما دل بغم بسته داریم ای دوست
درد تو بجان خسته داریم ای دوست
گفتی که بدلشکستگان نزدیکیم
ما نیز دل شکسته داریم ای دوست
……………………………………………………………
بر ما در وصل بسته میدارد دوست
دل را به فراق خسته میدارد دوست
من بعد من و شکستگی در دوست
چون دوست دل شکسته میدارد دوست
…………………………………………………………….
…………………………………………………………………
ان را که قضا زخیل عشاق نوشت
ازاد زمسجدست و فارغ زکنشت
دیوانه ی عشق را چه هجران چه وسال
از خویش گذشته را چه دوزخ چه بهشت
…………………………………………………………….
از اتش عشق تو جوانی خیزد
در سینه ی جمال جانی خیزد
گر میکشیم بگش حلالست ترا
کز کشته ی دوست زندگانی خیزد
……………………………………………………………….
خدا عاشقها رو برسون
از کتاب عارفان عشق
با تشکر سهند
.............................................. |
|
+ نوشته شده در
ساعت توسط سهند |
|
|
وقتی که می رفتم فکر تو راهــت بود تــکرار اســم مـن از روی عــادت بود وقتی که می رفتی از غصه وا مونـدم مـرگم چه زودم بود فردا رو جا موندم دل خــور نشو از من از اینکه دل تنگم مـــن با خــــودم قــهرم با تو نمی جنگم از دسـت خود رفتم از دسـت تـو دورم دل خــور نــشو از من وقتی که مجبورم این قسمـت من بــود حرفاتـو می فــهمم فرصــت بده کــم شــم از خـاطرت کم کم از مـن به دل نــگیر همـدرد بـی تقــصیر باشـــــه گــناه تو پــــای مـــنو تقـــــــدیر
|
|
+ نوشته شده در
ساعت توسط سهند |
|
|
دنیای من چشمای من ای عمر من این دل من می سوزه گـریه نکن دروغ می گی می دونـم این چند روزه
تــــــو هم مـــــثه همه مـــــــیری مـــنو تنــــها می زاری عاشق نبودی می دونم عشقت رو هر جا می زاری
بــــرو بـــــرو هـــــر جــــا بـــگو که یــــار مـن دیـوونه عــاشـق نبــــودی می دونـــم بـودن من بهونه بود امــا بـــــازم ایـــن دل مــــن عــــاشــقـشه اونــو می خـواد میــمیرم از جـــای خــــالیش اگـــــه بــره دیگه نـیاد
بــرو بــــرو هـــر جـــا بــگـــو که یــــار مـــن دیـــوونه عـــاشق نبـــودی مــــی دونـــم بـــودن مـن بهونه بود |
|
+ نوشته شده در
ساعت توسط سهند |
|
![]() |
|
+ نوشته شده در
ساعت توسط سهند |
|
![]() |
|
+ نوشته شده در
ساعت توسط سهند |
|
|
شايد زندگي آن جشني نباشد که آرزويش را داشتي اما حال که به آن دعوت شده اي تا مي تواني زيبا برقص
________________________________________ ? ويليام شکسپير : چيزي که زن دارد و مرد را تسخير مي کند ، مهرباني اوست ، نه سيماي زيبايش ________________________________________ ? دراين بازار نامردي به دنبال چه ميگردي؟ نمي يابي نشان هرگز توازعشق وجوانمردي! بروبگذر از اين بازار'' ازاين مستي وطنازي ! اگرچون کوه هم باشي در اين دنيا تو مي بازي ________________________________________ ? من از قصه زندگي ام نمي ترسم من از بي تو بودن به ياد تو زيستن و تنها از خاطرات گذشته تغذيه کردن مي ترسم. اي بهار زندگي ام اکنون که قلبم مالا مال از غم زندگيست اکنون که پاهايم توان راه رفتن ندارد برگرد باز هم به من ببخش احساس دوست داشتن جاودانه را باز هم آغوش گرمت را به سويم بگشا باز هم شانه هايت را مرحمي برايم قرار بده. بگزار در آغوشت آرامش را به دست آورم بدان که قلب من هم شکسته بدان که روحم از همه دردها خسته شده. ________________________________________ ? وقتي از من دوري تپش قلبم آنقدر زياد است که مرکز زلزله نگاري را به اشتباه مي اندازد ________________________________________ ? آزمودم زندگي دشت غم است / شاديش اندوه,عيشش ماتم است / عمر کوتاه,آرزوها بس زياد / کارها بسيار,فرصتها کم است... ? هرگز براي عاشق شدن ، به دنبال بهار و باران و بابونه نباش. گاهي در انتهاي خارهاي يک کاکتوس به غنچه اي ميرسي که ماه را بر لبانت مينشاند ? زير بار کوله بار / خاطراتتو شکستم,شکستم / مي رم اما باورم کن / که به دست تو شکستم,شکستم / مي رم و هرم داغت / جاده دل کندنم کن / از تو دل شکسته اما / فکر اون چشاي مستم / تو روزاي خالي از عشق / که رواج دل شکستن / اي خوشا رفتن و رفتن / پل پشت سر شکستن / تو روزاي خالي از عشق / که رواج دل شکستن 13 خط براي زندگي بهتر يک دو سه چهار پنج شش هفت هشت نه ده يازده دوازده سيزده دوست داشتن کساني که دوستمان ميدارند کار بزرگي نيست، مهم آن است آنهايي را که ما را دوست ندارند، دوست بداريم در روياهاي كودكانه آموختم به چيزي كه به من تعلق ندارد فكر نكنم اما ناگهان او همه ي فكرم شد بابام گفت :عشق کشکه! منم جواب دادم: زندگي هم آشه؛بدون کشک بي مزه ميشه افسوس... آن زمان که بايد دوست بداريم کوتاهي ميکنيم آن زمان که دوستمان دارند لجبازي ميکنيم و بعد... براي آنچه از دست رفته آه ميکشيم بازي روزگار را نمي فهمم! من تو را دوست مي دارم. تو ديگري را..... ديگري مرا..... و همه ما تنهاييم بر ديوار قلبم نوشتم ورود ممنوع!! عشق با خنده كنان آمد و گفت: من بيسوادم . هر وقت فکر کردي به آخر خط رسيدي به اوني که حاضر ه برات بميره فکر کن!!! هرگز نديدم بر لبي لبخند زيباى تورا هرگز نمى گيرد كسى در قلب من جاى تورا هيچ وقت نذار هر رهگذري که رد ميشه رو دلت يادگاري بنويسه چون بعدا پاک کردنش خيلي سخته زني مي رفت ، مردي او را ديد و دنبال او روان شد . زن پرسيد که چرا پس من مي آيي ؟ مرد گفت : برتو عاشق شده ام . زن گفت : برمن چه عاشق شده اي ، خواهر من از من خوبتر است و از پس من مي آيد ، برو و بر او عاشق شو . مرد از آنجا برگشت و زني بدصورت ديد ، بسيار ناخوش گرديد و باز نزد زن رفت و گفت : چرا دروغ گفتي ؟ زن گفت : تو راست نگفتي . اگر عاشق من بودي ، پيش ديگري چرا مي رفتي ؟ مرد شرمنده شد و رفت کاش وقتي زندگي فرصت دهد گاهي از پروانه ها يادي کنيم کاش بخشي از زمان خويش را وقت قسمت کردن شادي کنيم کاش وقتي آسمان باراني ست از زلال چشمهايش تر شويم وقت پائيز از هجوم دست باد کاش مثل پونه ها پرپر شويم يه روز دل تصميم مي گيره سنگ شه تا ديگه عاشق نشه ميره و سنگ مي شه و ميره قاطي سنگ ها اما اونجاهم عاشق يه سنگي ميشه |
|
+ نوشته شده در
ساعت توسط سهند |
|
|
به چشم من نگاه نكن ، دوباره گريت مي گيره ساده بگم كه عشق من ، بايد تو قلبت بميره فاصله بين من و تو ، از اينجا تا آ سموناست خيلي عزيزي واسه من ، ولي زمونه بي وفاست قسم نخور كه روزگار ، به كام ما دو تا نبود به هر كي عاشقه بگو ، غم كه يكي دو تا نبود بگو تا وقتي زندهام ، نگاه تو سهم منه هر جاي دنيا كه باشي ،دلم واست پر ميزنه براي اين در به دري ، تو بهترين گواهمي دروغ نگو ، كه مي دونم هميشه چشم به راهمي |
|
+ نوشته شده در
ساعت توسط سهند |
|
|
عاشقت خواهم ماند بي آنکه بداني دوستت خواهم داشت بي آنکه بگويم درد دل خواهم گفت بي هيچ گماني گوش خواهم داد بي هيچ سخني در آغوشت خواهم گريست بي آنکه حس کني در تو ذوب خواهم شد بي هيچ حراراتي اينگونه شايد احساسم نميرد
گفتم: تو شيرين منی... گفتا: تو فرهادی مگر؟... گفتم: خرابت می شوم... گفتا: تو آبادی مگر؟... گفتم: ندادی دل به من... گفتا:تو جان دادی مگر؟... گفتم: ز کويت می روم گفتا: تو آزادی مگر؟... گفتم: فراموشم نکن... گفتا: تو در يادی مگر؟
مانند شقایق زندگی کوتاه ولی زیبا...مانند پرستو پرواز کن طولانی ولی هدفمند...مانند پروانه بمیر دردناک ولی عاشق
اگه دردي تو پاهات حس کردي. اگه احساس ميکني خيلي خسته اي.به خاطر اينه که روزي هزار بار توي خاطرم مياي و ميري
ميدوني وقتي خدا داشت بدرقه ات مي كرد بهت چي گفت ؟جايي كه ميري مردمي داره كه مي شكننت نكنه غصه بخوري من همه جا باهاتم . تو تنها نيستي . توكوله بارت عشق ميزارم كه بگذري، قلب ميزارم كه جا بدي، اشك ميدم كه همراهيت كنه، ومرگ كه بدوني برميگردي پيشم
به كسي عشق بورزيد كه ليافت عشق باشد نه تشنه ي عشق . چرا كه تشنه ي عشق روزي سيراب مي شود ... ويكتور هوگو
اینم انجلینا وقتی تاتو میکرد
به تركه مي گن سفره حج چطور بود مي گه عالي ، خيابوناش تميز ، برجاش بلند ، ماشينا همه اخرين مدل يه جاي ديدني هم داشت كه خيلي شلوغ بود من نرفتم
این همه غصه که دنیا در دل ما می کند غیر ما هر که باشد ترک دنیا می کند بارها گویم که فردا ترک دنیا می کنم تا که فردا می رسد امروز و فردا می کنم
وقتي معلم گفت عشق چند بخشه؟ زود دستمو بردم بالا و گفتم يك بخش، اما از وقتي كه تو رو شناختم فهميدم سه بخشه! آتش ديدن تو، شوق با تو بودن، اندوه بي توتو ماندن
تحقيقات بعمل امده لرها نميتوانند با 110 تماس بگيرند .چون كليد 11 رو روي تلفن پيدا نمي كنند
بابام گفت : عشق کشکه ! منم جواب دادم : زندگي هم آشه ؛ بدون کشک بي مزه ميشه ...
|
|
+ نوشته شده در
ساعت توسط سهند |
|
|
به یکی میگن چرا زن نمیگیری ا
میگه هیچ کس زنشو بم نداده
اخی دلم سوخت
گفتم زنگ بزنید امبولانس
|
|
+ نوشته شده در
ساعت توسط سهند |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
من سهند سازنده ی این وبلاگ
این وب از نظر خودم عاشقونس اما به خدا عشق به وطن و پدر مادر یه چیز دیگس |
| پیوندهای روزانه |
|
مردمان سایت ایرانی یاهو سایت اهنگ گوگل آرشیو پیوندهای روزانه |
| نوشته های پیشین |
|
هفته اوّل اردیبهشت 1386 هفته چهارم فروردین 1386 هفته سوم فروردین 1386 |
| آرشیو موضوعی |
|
عشق |
|
RSS
|